سرمایه‌گذاران ایرانی و دست‌فروشان خیابانی|میثم رادپور| تلگرام

بساطشان مختصر است، و در معرض انواع دستبردها قرار دارند. همواره نگرانند؛ از آسمان نگرانند که نکند ببارد؛ از باد نگرانند که نکند ببرد؛ از رهگذران بیمناکند که مبادا بساطشان را به‌هم بریزند؛ حتی از مشتریان هراسانند که نکند نپرداخته بگریزند.

تهران- اقتصاد برتر- 14 مرداد 97

دست‌فروشان را می‌گویم. با این‌همه دغدغه چهارچشمی خیابان‌ها را می‌پایند؛ آرام و قرار ندارند. کابوس شهرداری رهایشان نمی‌کند. چیز زیادی به میدان نمی‌آورند، تا سر بزنگاه هرچه سریعتر از میدان بدرآورند.

سرمایه‌گذاران ایرانی چه شباهت‌ها که با دستفروشان خیابانی ندارند. آن‌ها نیز سرمایه‌های زیادی را پهن نمی‌کنند، تا با اولین هشدارها، زودتر جمع کنند. آن‌ها نگرانند که نکند فلان رقیب صاحب رانت عرصه‌ی بازی را بر آن‌ها تنگ کند؛ مبادا افاضات آن رجل سیاسی، یک شبه نانشان را سنگ کند؛ دلهره دارند که چگونه سود کنند و “سودجو” تلقی نشوند؛ چگونه سالم کار کنند و باج به دیگری ندهند. نگرانند که چگونه حقوق خود را از کلاهبرداران بستانند، چطور دفاتر شفاف به‌دست ممیز مالیاتی بسپارند؛ چگونه کلاه خود را بچسبند که باد نبرد؛ کجا بخوابند که زیرشان آب نرود، و چطور بساط کنند که محیط مشوش قانونگذاری، سرمایه‌هایشان را از یاد نبرد.

آن‌ها نیز بیشتر از این‌که نگران ریسک‌های ذاتی کسب‌وکار خود باشند ( business risks)، نگران عدم‌اطمینان‌هایی اند، که فضای کسب‌وکار به آن‌ها تحمیل می‌کند (non-business risks). آن‌ها نیز همانند دست‌فروشان، حواسشان بیشتر درگیر هجمه‌‌های شهرداری است تا دغدغه‌های کاسبکاری. برای آن‌ها، ظرفی که در آن غذا می‌خورند، از خود غذا مهم‌تر است.

افسوس که سرمایه‌گذاران تمام این نگرانی‌ها را در محاسبات خود لحاظ می‌کنند. آن‌ها حساب می‌کنند و احساس آرامش نمی‌کنند. بی‌جهت نیست که در کشورمان سرمایه‌های بزرگ تجهیز نمی‌شود؛ کسب‌وکارهای عظیم تشکیل نمی‌شود. بی‌دلیل نیست که علاقه به فعالیت‌های بازرگانی بیش از کسب‌وکارهای تولیدی است. بیخود نیست که سرمایه‌گذاران جیب‌های خود را به این سرزمین نمی‌دوزند! آن‌ها میخ محکمی بر این زمین نمی‌کوبند!

در فضایی که شبیه فضای کسب‌وکار دست‌فروشان است، سرمایه‌گذاران نیز به دست‌فروشان شبیه‌ترند، تا مغازه‌داران. در جایی که سرمایه‌گذاران احساس ناامنی می‌کنند، سرمایه به زحمت می‌نشیند؛ سرمایه‌گذار به‌سختی آرام می‌گیرد. در مسیری که محل گذر سیل است، خانه‌های عظیم بنا نمی‌شود، و در زمینی که در معرض هجوم آفت‌هاست، مزارع اصیل به‌پا نمی‌شود.

پاسخ دادن