سازوکارهای مخرب|فرهاد نیلی|تلگرام

کوبیدن چماق بر سر نظام بانکی به خاطر خلق نقدینگی هم بی‌انصافی و ضعیف‌کُشی است. نظام بانکی آخرین خاکریز ناترازی‌های اقتصاد کشور است.

تهران – اقتصاد برتر – 22 شهریور 97

سازوکارهای مخرب ⛔️

📝 فرهاد نیلی/استادیار،مؤسسه آموزش عالی رجاء

✅ کوبیدن چماق بر سر نظام بانکی به خاطر خلق نقدینگی هم بی‌انصافی و ضعیف‌کُشی است. نظام بانکی آخرین خاکریز ناترازی‌های اقتصاد کشور است. ناترازی وقتی به نظام بانکی می‌رسد که از همه خاکریزهای قبلی گذشته و راه بر آن بسته نشده است.

✅ شرایط فعلی اقتصاد کشور برآیند چهار سازوکار است که همزمان با هم اما در اندازه‌های متفاوت و با سرعت‌های مختلف فعال هستند. در واقع آنچه می‌بینیم حاصل کارکرد این چهار مکانیسم است. در شبیه‌سازی این وضعیت، بیماری را در نظر بگیرید که چهار سیستم در داخل بدنش فعالیت اثرگذار دارند؛ مثلاً نارسایی سیستم تنفسی، ضعف سیستم عصبی، دیابت و یک مشکل خونی مادرزادی. پزشک برای درمان این بیمار باید از هر چهار سیستم اطلاع کافی داشته باشد تا بداند انجام چه اقدامات و تجویز چه داروهایی مجاز است و کدام‌ها غیرمجاز. پزشک باید بداند کدام مسیر درمان می‌تواند وضع بیمار را بهبود بخشد چون ممکن است استفاده از روش‌های متعارف بهبودی برای هر یک از بیماری‌ها، به دلیل اثر سرریز بر بیماری‌های دیگر او، شُدنی نباشد.

این چهار سازوکار عبارتند از:
1. «ناترازی‌های نهادینه‌شده» در اقتصاد کشور که با سرعت‌های متفاوتی به جلو حرکت می‌کنند؛ ناترازی‌هایی که برخی بسیار قدیمی‌اند و شاید بیش از چند دهه سابقه دارند و برخی نیز جدیدترند.
2. دومین سازوکار «انتظارات مردم» است؛ خواسته‌ها و توقعاتی که مردم از زندگی خود دارند و علت برآورده نشدن آ‌نها را حکومت می‌دانند.
3. سومین سازوکار «فشارهای خارجی» است که بار آن بر اقتصاد کشور گاه زیاد و گاه کمتر می‌شود.
4. چهارم هم «نظام تدبیر کشور» است که در مواجهه با ناترازی‌های مزمن و فشارهای خارجی باید پاسخگوی انتظارات و خواسته‌های مردم باشد؛ ناترازی‌ها را تراز، فشارهای خارجی بر کشور را از طریق دیپلماسی حداقل و تهدیدها را تبدیل به فرصت کند.
این چهار سازوکار طی دهه‌های گذشته در کنار هم فعال بوده‌اند و با سهم متفاوت ما را به اینجا رسانده‌اند. گاه یکی از آنها بسیار پرقدرت شده و گاه یکی به محاق رفته و مجدد احیا شده است. در نهایت آنچه که در وضعیت کنونی شاهدش هستیم، کارکرد تقریباً قوی و با تمام قوای هر چهار سازوکار در ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور است.

✅ سامان‌دهی ناترازی نظام بانکی احتیاج به یک تعدیل بزرگ دارد که البته تجربه این ناترازی و چگونگی حل‌وفصل آن در برخی کشورها به تفصیل وجود دارد، اما علاقه زیادی به یادگیری در این خصوص در کشور دیده نمی‌شود. البته این حل‌وفصل پُردرد و احتمالاً پرهزینه خواهد بود اما گریزی از آن نیست و باید اتفاق بیفتد. تا زمانی هم که اراده سیاسی برای حل آن شکل نگیرد، همچنان رو به وخامت می‌گذارد و هزینه و درد فیصله دادن به آن را بیشتر می‌کند.

نقدینگی یا پول وسیع، بدهی نظام بانکی به مردم، بابت پول نقد و سپرده‌های بانکی است. خلق آن هم دو جزو درونی و بیرونی دارد. پول بیرونی را بانک مرکزی و پول درونی را بانک‌ها خلق می‌کنند. کوبیدن چماق بر سر نظام بانکی به خاطر خلق نقدینگی هم بی‌انصافی و ضعیف‌کُشی است. نظام بانکی آخرین خاکریز ناترازی‌های اقتصاد کشور است. ناترازی وقتی به نظام بانکی می‌رسد که از همه خاکریزهای قبلی گذشته و راه بر آن بسته نشده است. حال کسانی که خود در خاکریزهای قبلی نتوانسته‌اند در برابر ناترازی‌ها مقاومت و آن را چاره کنند، نظام بانکی را به خاطر ایجاد نقدینگی مورد سرزنش قرار می‌دهند. نظام بانکی برای اینکه اقتصاد به لحاظ اسمی تراز شود ناگزیر به خلق نقدینگی است. ناترازی مانند گلوله برف کوچکی است که از بالای کوه به پایین غلتانده و به تدریج بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود و وقتی به پایین کوه می‌رسد آ‌نقدر بزرگ شده است که نتوان مهارش کرد. نمی‌توان ساکنان پایین کوه را به دلیل مهار نکردن گلوله‌ای که زمان رسیدن به آنها تبدیل به بهمن شده است، شماتت کرد. وقتی تراز شرکت‌های دولتی بسته نمی‌شود، وقتی تراز بودجه کشور بسته نمی‌شود، وقتی تراز صندوق‌های بازنشستگی بسته نمی‌شود، وقتی تراز موسسات مالی و اعتباری بسته نمی‌شود راه‌حلی جز خلق نقدینگی وجود ندارد. رشد نقدینگی معلول ناترازی‌های اقتصاد است. آنقدر هم مزمن و قدیمی است که تبدیل به یک نظم آهنین و خدشه‌ناپذیر شده و با سرعت سالانه 25 درصد بخش اسمی اقتصاد را منبسط می‌کند تا بتواند به حیات خود ادامه دهد.

پاسخ دادن